الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
82
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
باشد ، و بدون يكى از اين دو ، وجودِ آنها وجوب نخواهد داشت ، زيرا امكان عدم تمام سلسله - چه متناهى باشد و چه غيرمتناهى - به حال خود باقى است و مادام كه اين امكان به وجوب تبديل نشود و وجود هر معلول واجب نگردد ، وجود پيدا نمىكند . و هر معلولى چون از ناحيهء امكان علّتش غيرواجب است واجبالوجود بالذّات و بالغير نيست ، پس وجودِ آن معلول چون واجب نشده است موجود نخواهد شد ، در حالى كه ما مىبينيم اين معلولات همه وجود دارند ، پس نتيجه مىگيريم وجودشان دليل بر وجوب وجودشان است و وجوب وجودشان هم بالذّات نيست چون همه ممكن هستند و ناچار بايد بالغير باشد و آن غير ، واجبالوجود است . « 1 » برهان ديگر اينكه علم ثابت كرده كرهء زمين و كواكبى كه در عالم كَون هستند ، زمانى را پشت سر گذاشتهاند كه در آن زمان در درجهاى از حرارت بودهاند كه در آن وجود حيات امكان ندارد ، زيرا حرارت در درجات بسيار بالا و يا برودت فوقالعاده ، حيات را نابود مىسازد . پس وقتى ما مىدانيم كه هيچ عنصرى از عناصر حيات در درجهاى بيشتر از 1500 زندگى ندارند ، مىفهميم كه حيات امرى حادث در زمين است كه بعد از عدم وجود يافته است ، زيرا اگر قبلًا حياتى بوده در اين درجه حرارت كه سنگها را مىگدازد ، از بين رفته و بعد از سرد شدن زمين از حيات به كلّى عقيم شده است . در صورتى كه علم ، ظهور حيات را در زمين شرح مىدهد . پس حيات چگونه پيدا شده است ؟ آيا از مادّه
--> ( 1 ) . پس از نوشتن اين بحث ، كتاب فارسى لمعات الهيّهء زنوزى به دستم رسيد كه فارسىزبانان مىتوانند تعريف دور و تسلسل و بيان بطلان آن و براهين بطلان تسلسل و ادلّهء اثبات خدا را در اين كتاب فلسفى نيز مطالعه كنند .